اینم یه غزل خوشگل از حضرت حافظ ![]()
عیدی دوست خوبم
امیدوارم خوشتون بیاد
(عسل جون مخصوصا شما اون بیت اول و خوب بخون
)
برهان ملک و دین که ز دست وزارتش ایام کان یمین شد و دریاسیار هم
بر یاد راءی انورا و آسمان به صبح جان می کند فدا وکواکب نثار هم
گوی زمین ربوده ی چوگان عدل اوست وین برکشیده گنبد نیلی حصارهم
عزم سبک عنان تو در جنبش آورد این پایدار مرکز عالی مدار هم
تا از نتیجه ی فلک و طور دور اوست تبدیل ماه وسال و خزان و بهار هم
خالی مباد کاخ جلالش ز سروران وز ساقیان سرو قد و گلعذار هم
دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد وجان نیز هم
اینکه می گویند آن خوشتر زحسن یار ما این دارد و آن نیز هم
یاد باد آن کو به قصد خون ما عهد را بشکست و پیمان نیز هم
دوستان در پرده می گویم سخن گفته خواهد شد به دستان نیز هم
چون سر آمد دولت شبهای وصل
بگذرد ایام هجران نیز هم
زندگیتون پر عشق![]()

نوشته شده توسط zohre در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 15:14 موضوع | لینک ثابت
حرف قلب شكسته من

سلام!
اينجا مي نويسم حرف اين قلب شكسته:
به که گویم غم این قصه ویرانی خویش
غم شبهای سکوت و دل بارانی خویش
گله از هیچ ندارم نکنم شکوه از او
که شده بنده پابسته و سودایی خویش
به کدامین گنه اینگونه مجازات شدم؟!
همه دم نالم و سوزم ز پشیمانی خویش
من از این پس شده ام راوی و گویم همه شب
غزل چشم تو وقصه نادانی خویش!!!!!!!
فهرست اصلی
پیوندها
دوستان عزیزم
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY