من دیگه نیستم تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ۵فروردین
پس مجبورم از همین حالا عیدو تبریک بگم
راستش دلم نمی خواد این دم اخری تو آخرین آپم در سال ۸۶ غمگین بنویسم ولی چیزی که هست امسال بدجوری این دم عیدی حالم گرفته شد
اصلا انتظار نداشتم....![]()
![]()
البته یه جورایی هم تقصیر خودم بود کاش می شد تو خیالات پاک ومعصوم و زیبا باقی می موندم و هرگز به این حقیقت کثیف و ناپاک پی نمی بردم
اولین سالیه که دم عید حالم اینطوری گرفتس...![]()
راستش من یه عقیده ای دارم که آدم نباید غمش رو به دیگران منتقل کنه بلکه این فقط شادیه که قسمت شدنی بین همس![]()
به خاطر همین موضوع سعی می کنم این آخرین باری باشه که از غمهای دل شکستم می نویسم....
گرچه خیلی سخته ودلم می خواست با یکی حرف بزنم ولی خوب.....

زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم دل دادم و شعر عشق انشا کردم
نی نی غلطم کجا سرودم شعری؟ تو شعر سرودی ومن امضا کردم!
این شعر و از حمید مصدقی نوشتم حالتون بیاد سرجاش...
موقع تحویل سال اون موقع که دارین دعا رو می خونین منم دعا کنید گلای خوشگل
برای همتون یه سال نوی خوشگل و پر از عشق آرزو می کنم و امیدوارم همیشه حضور خدا رو تو زندگی سبزتون حس کنین![]()
عاشقت گشتم تو گفتی عاشقان دیوانه اند
عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای![]()
دوستون دارم
ایشالا تا ۵ فروردین
بابای![]()


نوشته شده توسط zohre در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 16:9 موضوع | لینک ثابت
حرف قلب شكسته من

سلام!
اينجا مي نويسم حرف اين قلب شكسته:
به که گویم غم این قصه ویرانی خویش
غم شبهای سکوت و دل بارانی خویش
گله از هیچ ندارم نکنم شکوه از او
که شده بنده پابسته و سودایی خویش
به کدامین گنه اینگونه مجازات شدم؟!
همه دم نالم و سوزم ز پشیمانی خویش
من از این پس شده ام راوی و گویم همه شب
غزل چشم تو وقصه نادانی خویش!!!!!!!
فهرست اصلی
پیوندها
دوستان عزیزم
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY