سلام دوستای گلم

امیدوارم حالتون خوب باشه یه چیزایی هست که باید بگم:

از این به بعد مطالب این وبلاگ صرفا برای ذات مقدس عشق نوشته می شوند وبس...

روزگار خشن وسخت شده ..حالم داره از آدمای دور وبرم به هم می خوره نمی دونم اصلا اینا می فهمن احساس یعنی چی؟

فقط ژست می گیرن وحرفشو می زنن که آره عواطف آدما واسم مهمه ولی همونا هیچ چی از احساس نمی فهمن...

نمی دونم چی بگم ...واقعا خستم از این زندگی که آدماش بویی از عشق وعاطفه نبردن...

خیلی بد حرف زدم اولش اینا رو نزدم ولی بعدش گفتم یه کم تخلیه شم ....

این شعر فوق العاده زیبا هم تقدیم به همتون

 

ای عزیز جانم!

من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم!

یک بهانه پوچ عاشقانه می خواهم!

از غمی که می دانم

با تو ماندنم مرگ 

بی تو بودنم هرگز

اگر چنین باشد من بهانه می گیرم

عاشقانه می میرم!


 

نوشته شده توسط zohre در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 15:47 موضوع | لینک ثابت