هر کسی همنفسم شد دست آخر قفسم شد
من ساده به خیالم که همه کار وکسم شد
اون که عاشقانه خندید خنده های منو دزدید
زیر چشمه مهربونی خواب یک توطئه می دید!!!!
روزگار بدی شده...برای دومین بار تو عمرم تصمیم گرفتم باور کنم که یه آدم پاک و صادق پیدا کردم...
ولی ...باز هم شکست...تمام تصورات شیشه ایم در عرض چند دقیقه در هم شکست و...
بازم من موندم اون بغض سنگین توی گلوم که می ترسم بشکنه...آخه نمی دونم این دفعه به کدامین بهانه اشکهام رو برای دیگران توجیه کنم...!!!!!!!
خیلی سخته کسی رو که تا چند روز ...نه...تا چند دقیقه قبل فکر می کردی جز حقیقت چیزی به تو نگفته یک دفعه بفهمی که اونم مثل بقیست...اونم تو رو بازی داده...!!!
فکر نمی کنم دیگه طاقت بیارم...تازه داشتم امیدوار می شدم که هنوز آدم خوب پیدا می شه...تازه داشت فراموشم می شد که چند ماه پیش چه طوری کسی رو که تمام عشقمو گرفته بود جلوم خرد شد....تازه اشکهام سعی کرده بودن که دیگه شبا روونه گونه هام نشن...
ولی باز هم اشتباه کردم...!
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم
!
...۲باره شکستم
نوشته شده توسط zohre در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 10:7 موضوع | لینک ثابت
حرف قلب شكسته من

سلام!
اينجا مي نويسم حرف اين قلب شكسته:
به که گویم غم این قصه ویرانی خویش
غم شبهای سکوت و دل بارانی خویش
گله از هیچ ندارم نکنم شکوه از او
که شده بنده پابسته و سودایی خویش
به کدامین گنه اینگونه مجازات شدم؟!
همه دم نالم و سوزم ز پشیمانی خویش
من از این پس شده ام راوی و گویم همه شب
غزل چشم تو وقصه نادانی خویش!!!!!!!
فهرست اصلی
پیوندها
دوستان عزیزم
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY